مرتضى راوندى

541

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

آغاز فعاليتهاى سياسى به مفهوم جديد در ايران از آنچه گذشت به سير دموكراسى در اروپا و حقوق و آزاديهايى كه مردم آن قاره در طى قرون ، و در نتيجهء مبارزات دامنه‌دار كسب كرده‌اند ، و با وضع اجتماعى مردم ايران در آن دوران تا حدى آشنا شديم . اكنون بايد بدانيم كه در ايران غير از عدم رضايت عمومى ، و بيدادگرى سلاطين قاجاريه و عمال آنها ، نفوذ افكار جديد و تبليغ مرام آزادى و دموكراسى در بين مردم نيز در پيشرفت نهضت مشروطيت نقشى اساسى داشته است و طبقات و گروههاى مختلفى در اين راه سعى و تلاش مىكردند . تحصيلكرده‌هاى اروپا ، پس از مشاهدهء مزاياى تمدن غرب ، در مراجعت به ايران صميمانه مىكوشيدند به انواع وسايل ، مردم ايران را از خواب غفلت بيدار كنند و مردم بى خبر را به مزاياى حكومت ملى و زيانهاى حكومت فردى و استبدادى واقف گردانند . متأسفانه كسانى كه براى تحصيل به اروپا مىرفتند از طبقهء سوم نبودند بلكه غالبا اشراف‌زادگان براى آشنا شدن با علوم و فنون جديد به اروپا گسيل مىشدند ، و اينان چون پروردهء ناز و نعمت بودند چنان كه بايد تحصيل نمىكردند و پس از مراجعت به ايران هرگز طرفدار يك اقدام انقلابى براى تغيير سازمان سياسى و اجتماعى ايران نبودند . با اين حال ، همين اشراف‌زادگان مىديدند كه در يك رژيم استبدادى مطلق نه‌تنها طبقهء دوم و سوم رنج مىبرند بلكه خود آنها كه جزو طبقهء ممتاز كشور هستند هر آن ممكن است مورد تعدى و تجاوز شاه و اطرافيان او قرار بگيرند و مال و جان و هستىشان به باد فنا برود . سفير كبير انگليس ، ضمن گزارش وقايع روزمره ، در تاريخ 25 مارس 1907 مطالبى در پيرامون روش كلى حكومت و اوضاع سياسى و اجتماعى ايران از قول وكيل السلطنه ، برادر امين السلطان ، مىنويسد كه قابل توجه و شايان ذكر است : « نظريات وكيل السلطنه . . . به‌نظر اينجانب كاملا صحيح جلوه مىكند . به نظر او ، نهضت مردم يك نهضت طبيعى است و نمودار يك قيام واقعى بر ضد بيدادگرى و طرز غلط حكومت كردن است ؛ سيستم حكومتى كه امين السلطان به هنگام تصدى خود سعى مىكرد به نحو غير مؤثرى آن را اصلاح كند . در اين رژيم شرارت‌آميز اقويا به ضعفا تعدى مىكردند ، آنهايى كه تاراج كرده بودند باز به نوبت خود تاراج مىشدند ، و همه‌كس بدون استثناء از اين طرز حكومت صدمه مىديد ؛ هرچند آنهايى كه در مقام بالا بودند مىتوانستند مدتى خود را حفظ كنند ، ليكن سرانجام آنها نيز به دست زورمندان بالادست خود ، مورد تاراج قرار مىگرفتند . حتى امين السلطان خودش هم از گزند سيستم مزبور در امان نماند . از پيشرفت اين نهضت نمىتوان جلوگيرى كرد و نمىبايستى هم جلوگيرى نمود . . . » « 113 » در چنين محيطى عده‌اى از رجال ايران كه عاقل و مآل‌انديش بودند براى دوام حكومت و حفظ موقعيت اجتماعى خودشان سعى مىكردند كه حكومت ملى را جانشين

--> ( 113 ) . اسناد محرمانهء وزارت خارجهء انگلستان ، پيشين ، ص 263 ،